عصیان

درباره بلاگ
عصیان

عصیان خیزشی است در مقابل تمام ناحقی ها و بی حقی ها... جایی برای گفتن حرفی حق؛ ولو تلخ و کوتاه ...

بایگانی
آخرین مطالب
۲۶ تیر ۸۸ ، ۰۰:۰۴

هاشمی و نماز جمعه این هفته

للحق

چند روزی که از یکشنبه گذشت خیلی با خودم کلنجار رفتم که این خط خطی ها رو بنویسم و یه واکنشی نسبت به نماز جمعه این هفته که قراره آقای هاشمی بخونه داشته باشم ولی هرچی با خودم کلنجار رفتم نتونستم به نتیجه ای برسم که آقای هاشمی چی می خواد بگه و نتیجه ی نهایی چی میشه ولی هرچی باشه ( جدا از گمانه زنی های افراد مختلف که مطالب مختلفی رو به نفع خودشون مطرح کردن) اون چیزی که مهمه اتفاقات و عکس العمل ما به این ماجراست. یعنی چه آقای هاشمی از مواضع حضرت آقا حمایت کنه (که ان شا الله اینطور باشه) یا در حالت دوم با حمایت از رهبری تلویحاً از دولت انتقاد کنه و یا در بد ترین حالت بدون حمایت از رهبری فقط از دولت انتقاد کنن و مواضع خودشون رو برای مردم روشن کنن هر سه حالت خیره، چون حق معلوم میشه. اما  این واکنش ما به حرف های ایشونه که تعیین کننده مواضع مردمه. اون چیزی که تا الان معلوم شده اینه که دوستان موج سبز نیت کردن فردا نماز جمعه بیان (که ان شا الله نماز جمعه رو بتونن از روی سایت های خودشون مثل بالاترین که آموزش نماز جمعه گذاشته بود یاد گرفته باشن و وسط رکعت دوم سوتی ندن ) و مسلماً اون دوستان شعار های خودشون (که صد البته تحریک آمیزه) رو مطرح می کنن. اون چیزی که اینجا اهمیت پیدا میکنه شعار های ماست. دوستان امروز پیشنهاد می دادن که بر ضد آقای هاشمی و موسوی و یا کلاً فساد و مفاسد اقتصادی شعار بدن. اما من فکر می کنم که گفتن هر شعاری غیر از شعار های روزمره و مهم تر از همیشه شعار ندادن به نفع آقای هاشمی که همیشه مطرح میشه (مثل هاشمی هاشمی حمایتت می کنیم یا صل علی محمد یاور رهبر آمد) و دادن شعار هایی که مواضع اصلی ما رو مطرح می کنه مثل ما اهل کوفه نیستیم... و یا مرگ بر ضد ولایت فقیه که البته این روز ها و در مقابل این آدم ها هم محکم تر و رساتر مطرح میشه و هم هدفمند تر  مواضع ما رو معین می کنه باعث میشه که حساب دست آقایون بیاد و هم بهانه "خود شهید بهشتی بینی" رو دست بعضی ها نمی ده.

http://img.villagephotos.com/p/2008-2/1299888/hashemi.jpg


اما این که غیر از خود نماز جمعه  چه اتفاقاتی در حواشی داره میفته کمی تامل برانگیزه. حمایت عجیب و غریب VOA  از نماز جمعه و تاکید بر انجام این فریضه دینی!!!، پوشش خبری بی بی سی از وقایع مربوط به نماز جمعه، حمایت محسن سازگارا از راهپیمایی با تاکید بر این که مهم نیست هاشمی چه می گوید و اصلاً شرکت در نماز مهم نیست! مهم حضور شماست! و در آخر آخرین تیر دردناک که انگیزه اصلی نوشتن این سطور که همان نامه ابراهیم نبوی به آقای هاشمی بود مرا به تنایج خوبی نمی رساند. این خطوط عیناً از نامه نقل می شود:

آقای هاشمی رفسنجانی!

طنز نوشتن علیه شما کار ساده ای است و دفاع از شما کاری سخت، من این هر دو را کرده ام و هر دو را نیز به یک قصد، اینکه کمک کنم تا شما به عنوان یکی از مهم ترین استوانه های سیاست ایران به مسیر درست تری بروید. گفتنش دشوار است، اما من جزو مدافعان سرسخت شما هستم. علت هم این است که معتقدم سیاستمدار با کیاست جواهری است گرانبها که ما کم داریم، اگر هم داریم در این مانداب و مرداب سیاست کنونی چنانش به لجن کشیده اند که باید هر بار پاکیزه اش کرد و به مردم نشانش داد، اگر مردمان باور کنند.

آقای هاشمی رفسنجانی!

ما در بیرون ایران برای تان آبرو گذاشته ایم، من شخصا آشنای فائزه و مهدی و محسن و محمد برادرتان هستم و سالها با آنان کار کرده ام و جز آزاد اندیشی و ایران دوستی و مدیریت قوی و تفکر پیشرو در فرزندانتان چیزی ندیده ام. همان فائزه ای که سالها مخالفان شما با بدترین الفاظ خطابش کرده اند، در حالی که یکی از بزرگترین و داناترین و خدمتگذارترین زنان ایران بود. من می دانم که فائزه سالهای سال درس خوانده و در سختی زندگی کرده و هر ماه در روزنامه زن که ما در آنجا با هم همکار بودیم، برای حفظ روزنامه ای حامی حقوق زنان، از هر قشر و گروهی که بودند، از این و آن پول قرض می کرد تا بتواند از آزادی و دموکراسی دفاع کند و در بزرگی او همان بس که مردم تهران او را به عنوان نماینده دوم خود به مجلس فرستادند و در مجلس تنها زنی بود که از همه زنان دفاع می کرد و نه فقط زنان مسلمان.

همان مهدی که سالها به او گفتند دزد است و رشوه گرفته است و من می دانم که او تلاش می کرد تا در کار خودش در سازمان بهینه سازی همه تلاشش را برای استقلال و پیشرفت ایران می کرد و عشقش این بود که آثار شما را منتشر کند. همان محسن که می گفتند که به اعتبار شخص شما و با رانت خواری به جایی رسیده است، در حالی که من در بلژیک فهمیدم در تمام مدتی که محسن در این کشور زندگی می کرد، بسیار معدود کسان می دانستند که این جوان فرزند شخص دوم یا سوم کشور است و از وقتی به ایران برگشت یا به فکر توسعه تکنولوژیک ایران بود یا به فکر پیشبرد افکار شما.

http://blog.15mehr.com/wordpress/wp-content/uploads/2008/07/davar.jpg


آقای هاشمی رفسنجانی!

آن که سبو بشکست و پیمانه ریخت، ما نبودیم. حامیان موسوی و کروبی و خاتمی جز حق خود چیزی نخواستند، آنها نه اغتشاشگرند و نه خواستار شورش اند، آنان براساس قانون در انتخاباتی قانونی شرکت کردند و به شهادت همه اسناد و مدارک، و بخصوص اسناد رسمی وزارت کشور، حق ملت و دولت مردم دزدیده شده است. یا حرف نزنید یا اگر می آئید تا میانداری کنید، بدانید که باید دولت موسوی را به رسمیت بشناسید. اگر بنا باشد که بیائید و بخواهید شکافی را که رهبری کشور با شمشیر خشم خود در حکومت انداخت و با انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، حق ملت را انکار کرد و عدالت خود را زیر سووال برد، بپوشانید، بدانید که ما هرگز شما را نمی بخشیم و خود نیز نمی توانید دیگر در میان این مردم زندگی کنید.

ما اصلاح را می خواستیم، ما رنگ سبز را در عرض یک ماه به عنوان نشانه یک گروه از عدالت خواهان و آزادیخواهان برگزیدیم و به نشانه ای جهانی از معترضین ایرانی بدل کردیم، طرفه آنکه در قرعه کشی وزارت کشور نیز رنگ سبز به نام میرحسین موسوی افتاد، حالا می گویند انقلاب رنگی کرده اید. ما اصلاح می خواستیم و آن را از طریق انتخاباتی سالم و بی طرف می خواستیم. اما وقتی مسوول برگزاری انتخابات، وزیر کشور، مسوول سابق ستاد انتخاباتی رئیس جمهور است، شش عضو شورای نگهبان که باید بی طرف باشند، همگی طرفدار یک نامزد هستند، و رهبری قبل از انتخابات از رئیس جمهور طرفداری کرده و بعد از انتخابات و پیش از تائید سلامت انتخابات توسط شورای نگهبان ریاست جمهوری احمدی نژاد را تبریک گفته است، ما باید چه می کردیم.

آنکه مردمان را عصبانی کرد و به خیابان کشاند، سخنان شخص رهبری بود، او با جانبداری ناحق خود از نامزد مورد علاقه اش و تهدید دیگران به سرکوب ملت، جایی برای اصلاح باقی نگذاشت. محمود احمدی نژاد نیز با خس و خاشاک خواندن بیش از بیست میلیون طرفدار موسوی، بر حسب همه نظرسنجی ها و آمارهای واقعی، مردمان را چنان عصبانی کرد که حالا دیگر آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. نه کسی بر سر اصلاح حکومتی که خود اولین دشمن اصلاحات است، اصرار می کند و نه حکومت اصلاح را تاب می آورد.

این که کسی مثل ابراهیم نبوی از آقای هاشمی حمایت کند عجیب است یا دوستی با فائژه (!!!) و مهدی و...  را نمی دانم. این که ایشان سیاست مدارند را همه می دانیم چون بیخود نبود خطاب هم مدرسه ای هایشان در دوران طلبگی که آیت الله چرچیلش می خواندندش!

http://www.persianv.com/khabar/11827_637.jpg


یا این که اعلام مصرف از آبرو خارج از ایران برای آقای هاشمی توسط آدم هایی که من ترجیه می دهم درباره شان خیلی حرف نزنم جای سوال ایجاد می کند که این آدم ها در مقابل چه چیزی برای آقای هاشمی از آبرو مصرف می کنند و...

یا استناد آن دوستان به حرف های رهبری و مصادره مردم به نفع خودشان و سکوت دوستان رهبر جنبش سبز موید چه چیزی است؟

یا در تقابل قرار دادن آقای هاشمی با رهبری منافع چه کسانی را تامین می کند و آیا ایشان با این تقابل مشکلی ندارند؟

باید ایستاد و دید تا  آقای هاشمی فردا ظهر جواب این ابهامات را چگونه خواهد داد...

والعاقبة للمتقین

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۸/۰۴/۲۶
عباس سیاح طاهری

نظرات  (۳)

الکی الکی آدم عاشق این سک نوشتار میشه
۰۴ مرداد ۸۸ ، ۱۸:۲۷ بنده ی خدا از جزیره مجنون
بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

سلام الله علیکم
به به

نیس من خیلی عصاینگر نیستم اولش خیلی جدی نگرفتم ، حاج عباس من خودم زمین خوردتم ، امیر عباس که جای خود داره


راستی اون پاچه خواره اصلاح طلبها این همه هندونه از کجا خریده ، این بنده خدا چه جوری میخواهد اینها رو ورداره ؟

البته راس گفته حاجی

امثال اون آقای ناسازگار و این آقا پیشونی بلنده خیلی آبرو گرو گذاشتن ، ایلات متحده که انشاءالله تا چند ماه آینده به تق تق کردن خواهد افتاد تو این وانفسا برا این بی مصرفا یه چیزی حدود 400 میلیون دلار هزینه کرده

حاج عباس چیزی که اینها رو به جلز جلز انداخته اینه که میدونن مردم ایران ولایت مدارن

بفرمایش امام عزیز : پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد

اینها فقط میخوان مردم رو از ولایت جدا کنن

ولی کور خوندن


به حول قوه الهی با آموزه های عاشورا و مکتب سبز انتظار و ولایتمداری با همه منافقان و مستکبران مبارزه خواهیم کرد

شهید آوینی خوب فرمود : که شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز


حاجی همچی جذبه ریختی اوله همه نوشتمت و لینکیدمت
البته قبلا همبلاگی بود
بعد حرف دل

خیلی خوب مینویسی و تحلیل میکنی مثل خودمی


خیلی مخلصتیم


یا علی مددی
سلام ، رهبر عزیز حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمودند آزادی سخن و تظاهرات برای مصر ییها و تونسیها و همچنین مردم لیبی حلال است ، فقط می‌خواهم بپرسم آیا این آزادی فقط برای سنی هاست یا برای شیعیان هم هست ؟ چیزی که خیلی واضح است اینکه کشتن مسلمآنانی‌ که فقط آزادی حقیقی میخواهند دوباره مد شده ، چه در خارج و چه در مملکت خودمآن.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی